سفرنامه
بالاخره برای اولین بار توی عمر یکسال ونیمه ات اوایل مهرماه به شمال سفرکردی ودریارودیدی. اواخرشهریور به تهران سفرکردیم وچندروزی مهمون خاله نسترن ایننا بودیم تووانیاکوچولو بعداز گاهی کشمکش ولج سراسباب بازیهابالاخره باهم کنار میومدین یه روز که واسه خرید رفتیم بازار ازاونجایی که کالسکه ات رونبرده بودیم وتوهم خسته شده بودی وخوابت گرفته بود یه گاری خرید گرفتم وتوروگذاشتیم توش وتوهم بلافاصله خوابت برد توخیابون ومتروهمه نگاهت میکردن اما بهترین راه بودواسه اینکه یکم استراحت کنی بالاخره برای اولینبار توی عمر یکسال ونیمه ات دریا رودیدی.اوایل مهربه شمال سفرکردیم ازاونجایی که عاشق اب بازی هستی حدس میزدم که دریارودوست داشته باشی.چندین با...
نویسنده :
مامان سارا
0:20




